رفاقت شهیدانه

اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لأَِوَامِرِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إلَی إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ

رفاقت شهیدانه

اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لأَِوَامِرِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إلَی إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «من و داداشم» ثبت شده است

سلام. 

من اول باهاش دوست یا رفیق جدی نشده بودم .

می خواستم ازش به عنوان موتوری استفاده کنم که به من حرکت بده

رفت جلو و جلوتر باهاش دیگه رفیق شدم . تو  حیاط باهاش می گشتم 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۸ ، ۱۴:۱۹
سید رسول

من داستان رسول رو خوندم خب داستان رسول خیلی به رفاقت اش پرداخته بود خب منم دلم میخواست همچین رفیقی داشته باشم به خود شهدا متوسل شدم گفتم یه رفیق شهدایی میخوام اگرهم اشتباه نکنم گفتم که منو به خدا نزدیک کنه ( حالا فکر نکنید آدم خوبیما  گندای خودم رو دارم سپردم دست امامان و شهدا هدایتم کنن) انقلابیم باشه از اون خوباشون نه... یه چند روز گذشت خب یکی از بچه  در جاهایی مثلا وسط کلاس ، حیاط و.. میزنه زیر مداحی من یه مدت بچه ها رو زیر نظر گرفتم 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۸ ، ۰۵:۰۰
سید رسول

من داداشم رو اینطوری شناختم: من مشکلی داشتم مامانم شهید سید مجتبی علمدار رو معرفی کردن کلا شهدا را ولی تا زندگینامه شهید علمدار رو برام بخرند زندگی شهید هادی رو خوندم و زندگی شهید علمدارم خوندم و شهدای دیگر دفاع مقدس ولی با مدافعان میونه ای نداشتم

تا اینکه ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۸ ، ۰۸:۰۰
سید رسول